مرجعیت شیعه نقش برجسته ای را در کنترل تحرّکات جامعه شیعی عراق ایفا نموده است. نقشی که طی آن، شیعیان را که هر روزه مورد عملیات های انتحاری و تروریستی قرار می گیرند، به خویشتن داری خوانده اند.


فهرست محتویات این مقاله (عنوان ها و شماره صفحه):

دیدگاه جریان های عمده شیعی عراق 1 نقش مرجعیت دینی در جامعه از نگاه جریان های شیعی 1 تعریف مشارکت و مقاومت از سوی جریان های شیعی عراق 3 شکل و الگوی حکومت مطلوب از نظر جریان های شیعی عراق 5 رابطه دین وسیاست از نگاه جریان های شیعی عراق 8 دیدگاه های عملی 13 موضع سیاست خارجی جریان های شیعی در عراق 13 میزان تأثیر جریان های شیعی بر ساختاهای قدرت عراق 17 دیدگاه جریانها در باره هلال شیعی 20 دیدگاه جریان ها در مورد توسعه فرهنگی 21 دیدگاه جریان ها در توسعه سیاسی 22 دیدگاه جریان ها در توسعه اقتصادی 25 فهرست منابع 26 کتب فارسی: 26 مقالات فارسی: 31 منابع عربی: 34 منابع لاتین 36 خبرگزاری ها و روزنامه ها 39 سایت های اینترنتی 41


بخشی از این مقاله :

مرجعیت شیعه نقش برجسته ای را در کنترل تحرّکات جامعه شیعی عراق ایفا نموده است. نقشی که طی آن، شیعیان را که هر روزه مورد عملیات های انتحاری و تروریستی قرار می گیرند، به خویشتن داری خوانده اند. و خشم برخاسته از خشونت های طایفه گرایانه بر ضد شیعیان را در میان آنها کاهش دادند. اما حجم عظیم عملیات های تروریستی از سوی فرقه گرایان مخصوصاً در حادثه انفجار حرم امامین عسکریین علیهم السلام در تاریخ 22 فوریه 2006، باعث ایجاد فشارهایی بر روحانیت شیعه از طرف عموم شیعیان و شیوخ عشایر خصوصاً جهت پاسخگویی به این اقدامات شد. در ادامه دیدگاه جریان های عمده شیعی را در مورد مرجعیت دینی به اختصار بیان می نماییم: حزب الدعوه نگاهی خاص به عالم دینی و نقش او در جامعه دارد. عالم دینی صرفاً کسی نیست که علوم دینی و فقه را به رغم قداست و اهمیّت معرفتی آن، تدریس می کند، بلکه باید انسانی فرهیخته و نخبه باشد، با زبان روز و روزگار سخن بگوید و با افکار دیگر هم آشنا باشد. در این میان، الدعوه الگوهایی از علما را تقدیم و ضمن احترام به آنها از علم و تجاربشان استفاده کرد. علما ارتباطات تنگاتنگی با اعضای حزب الدعوه دارند، حزب به آنها غنا می بخشد و آنها هم به حزب غنا می بخشند و راه فرا روی آن می گشایند.

اینجاست که تئوری و عمل عینیت می یابند و در کنار هم حرکت می کنند. عمار حکیم رهبر مجلس اعلای اسلامی عراق می گوید: «ما تاکید می کنیم که مرجعیت، نقش اصلی را در رهبری جامعه و ایفای رسالت مربوط به خود را به نیابت از امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء دارد. و مرجعیت همچنان موجب هوشیاری امت است و از شایستگی شرعی و عرفی و فکری برای رهبری امت برخوردار است. ما تاکید می کنیم که حمله به مرجعیت به معنایی که ذکر شد، خط قرمز ما می باشد که به شدت آن را محکوم می کنیم. به همین خاطر از ملت بزرگ عراق با تمام طوایف و جریان های سیاسی می-خواهیم با این شیوه مقابله کنند و از برادران روحانی می خواهیم که نقش خود را در رسوا سازی این حرکت ضد دینی ایفا کنند .

از سوی دیگر گروه های غیرمذهبی به افزایش مداخله مرجعیت دینی شیعه در فعالیت های سیاسی اعتراض کردند و در فهرست منتقدان، قشری از سیاسیون نیز بودند که نمایندگی جریان لائیک را بر عهده داشتند و مبنای انتقاد آنها متوجه افزایش قدرت احزاب دینی بود که ائتلاف یکپارچه عراق را تشکیل داده بودند، یعنی ائتلافی که در چند انتخابات پیاپی توانست تأیید گشترده مردم را به دست آورد و عمدتاً محبوبیت آنها به علت رنگ و بوی دینی احزاب بود. جریان صدر بر خلاف حزب الدعوه و مجلس اعلای اسلامی عراق که پیوندها، روابط و رویکرد مثبتی در قبال مرجعیت شیعی در نجف دارند، از تعاملات مناسبی با مرجعیت شیعی در نجف برخوردار نبوده است .

محمدصادق صدر به عنوان مؤسس جریان صدر در زمان حیاتش، «به دنبال آن بود که تا افکار محمدباقر صدر را در مرود شرکت روحانیون در تمامی شئون زندگی به اجرا برساند.» پایه و اساس استراتژی او پرداختن به سیاست عمومی و استفاده از رهبری دینی در عرصه عراق بود. بنابراین صدر با رویکرد آرام علمای نجف که [در آن روز] از سیاست دوری می جستند مخالف بود و عقیده داشت روحانیون باید صریح باشند، در غیر این صورت حق رهبری جامعه را نخواهند داشت. بر همین اساس او از نماز جمعه به عنوان پل ارتباطی بین حوزه و شیعیان استفاده نمود که طی دهه 1990 بیش از هزاران نفر را به حدود 70 محل برگزاری این آیین دینی جذب کرد.

در تلاش برای رسیدگی به زندگی شیعیان، وی فقه شیعه را با رسوم قومی و محلی مطابقت داد، دادگاه های مذهبی را پایه گذاری نمود و شبکه ای از نمایندگان و مؤسسه های خیریه در شهرها و روستاها راه اندازی کرد تا شکافی را که توسط دولت مرکزی طی 12 سال تحریم های بین المللی بوجود آمده بود پر نماید. امروزه مقتدی صدر و جریان منتسب به وی با مرجعیت شیعی به خصوص آیت الله سیستانی، روابطی بدون چالش نبوده است. جریان صدر با تقسیم حوزه علمیه به حوزه ناطقه (به معنای گفت وگو) و صامت (ساکت) خود را نماینده منحصربه فرد حوزه ناطقه معرفی کرده و سایر بیوت و حوزه ها را به خاطر سکوت در مسائل و امور سیاسی مورد سرزنش قرار دادند.

منشأ این جهت گیری شاید به تاریخ شکل گیری این جریان برگردد. پس از درگذشت آیت الله خوئی، سید محمد صادق صدر از پذیرش مرجعیت آیت الله سیستانی و جایگاه وی سرباز زد و تحت شعار مرجعیت عربی، توانست بسیاری از شیعیان و پیروان آیت الله خوئی را به دور خود جمع کند. طرح شعار مرجعیت عریی برای برخی شیعیان عراق که از عٍرق عربیت برخوردار بودند و به مراجع ایرانی تمایل چندانی نداشتند جاذبه ایجاد می کرد.



موارد استفاده : منبع آموزشی و پژوهشی
منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
پیشینه تحقیق جدید: دارد
نظریه های دانشمندان: دارد
نوع فایل: Word قابل ویرایش
تعداد صفحه: 46 صفحه
کد فایل 51 ma


دانلود فایل اصلی و کامل بلافاصله بعد از پرداخت ...


بالاي صفحه