بخشی از فضای بیناذهنی هر جامعه ازدر کنار هم قرار گرفتن سلسله مفاهیم اجتماعی متعددی تشکیل شده است که هر یک از آن سلسله ها نیز به نوبه خود پیوستاری از مفاهیم اجتماعی هم خانواده را گرد هم آورده اند.


فهرست محتویات این مقاله :

بی زبانی اجتماعی

بررسی تطبیقی چند نمونه

طرح یک گمانه پیرامون چرایی رخداد بی زبانی

منابع:


بخشی از این مقاله :

در جوامع بی زبان اما، چنان که پیش از این نیز اشاره شد، اوضاع بدین منوال به پیش نمی رود. فقدان حوزه کانونی که به همگنی نقاط تشکیل دهنده فضای بیناذهنی منجر شده است، انسدادی را در مسیر خلق مداوم مفاهیم اجتماعی پدید آورده و همین موضوع فرایند تبدیل پوسته به هسته را با اختلال جدی مواجه ساخته است. از یک طرف کنش گران جامعه بی زبان نیز مانند هر جامعه دیگری بطور مستمر در تلاشند تا با محیط پیرامون خود ارتباط برقرار ساخته و به فهم آن نایل آیند و بدین ترتیب مرتبا بر حجم پوسته می افزایند، اما از سوی دیگر جامعه توان تمرکز بر این دریافت ها را ندارد و بنابراین روند تبدیل پوسته به هسته متوقف می ماند.

این مساله به تورم پوسته می انجامد و بر هم خوردن تعادل در نسبت حجم پوسته به هسته تبعاتی جدی را به دنبال می آورد که در آینده به آن خواهیم پرداخت. حاصل تلاش کنش گران برای فهم محیط پیرامون تا زمانی که در فضای پوسته معلق باشد و نتواند پیوندی با زنجیره های هسته بر قرار کند ماندگار نخواهد شد و در گذر زمان مسیر یک سویۀ میل به استهلاک و امحا را طی خواهد کرد.

در جوامع گویا ادراکات موقت جمعی این اقبال را دارند که بر سندان حوزه کانونی جای بگیرند تا پتک گذر زمان در نواخت مکرر خود، طی هفته ها و ماهها عیار آنها را معین کند.آن دستاوردهایی که ارزش اجتماعی مقبولی داشته باشند از کارگاه زمان آبدیده تر و صیقل یافته تر از روز اول خارج خواهند شد و برگنجینه مفاهیم اجتماعی موجود افزوده می گردند. در این میان توافقات اجتماعی موقتی که همگونی چندانی با حافظه تاریخی این جامعه نداشته باشند نوسانات زمان را تاب نیاورده و به ورطه فراموشی فرو خواهند لغزید.

اما جامعه بی زبان مدتهاست که که کورۀ کارگاه خود را خاموش کرده و سندان را در پستو نهاده است.جامعه بی زبان در غیاب یک حوزه کانونی مستقر در فضای بیناذهنی، به قاعده تصادف و احیانا بر حسب نیازهای روزمره خود، چند صباحی تجربه ای از یک پدیده تازه را مزمزه می کند، اما پیش از آن که فرصت یابد دوغ و دوشاب را از هم باز شناسد و یا لعلی از این میانه برگیرد و توشه ای از یک مفهوم اجتماعی نوساخته بر اندوخته های تاریخی خود بیفزاید،قبای تجربۀ نو را از تن می درد و خیره سرانه به بازیگوشی دیگری مشغول می شود.

آن تجربه به باد فراموشی سپرده می شود و مساله ای تازه ذهن آشفتۀ جامعه را به خود درگیر می سازد. بدین ترتیب نه تنها در طول زمان چیزی بر حجم هسته افزوده نخواهد شد بلکه ممکن است مفاهیم پیش اندوخته نیز به دلیل آن که در گذر زمان غبار کهنگی برآنها نشسته است و دیگر از عهده توصیف پیرامون و تبیین وقایع بر نمی آیند اندک اندک ناکارآمد جلوه کرده و از کاروان انتقال به نسل های بعد باز بمانند.

بدین ترتیب بخش با ثبات فضای بیناذهنی نحیف تر خواهد شد و جامعه نه تنها آموزۀ جدیدی دریافت نمی کند بلکه ممکن است اندک اندک به مشکل فراموشی در بخش حافظه تاریخی خود نیز دچار شود. به عنوان نمونه ، همین فرایند توانسته است بسیاری از ضرب المثل ها که مصادیق روشن مفاهیم اجتماعی بوده اند را از متن جامعه به حاشیه رانده و در کتابهای ادبی و تاریخی محبوس و مدفون سازد.


موارد استفاده : منبع آموزشی و پژوهشی
منابع فارسی: دارد
منابع لاتین: دارد
پیشینه تحقیق جدید: دارد
نظریه های دانشمندان: دارد
نوع فایل: Word قابل ویرایش
تعداد صفحه: 34 صفحه
کد فایل 19 ma


دانلود فایل اصلی و کامل بلافاصله بعد از پرداخت ...


بالاي صفحه