موضوع جدید روانشناسی درباره خود کارآمدی ادراک شده

 تنها نتیجه همه تکنیکهای کاهش اضطراب موفقیت آمیز، افزایش احساس شایستگی فرد در مسلط شدن بر موقعیتهای هراسناک است .

نسخه اولیه نظریه بندورا فرض می کند که توانایی عملکرد می تواند به طور مستقلانه ای از حالت اضطرابی فرد، پیش بینی شود. به طور مثال بندورا (۱۹۸۴) نوشت: خودکارآمدی ادراک شده، نه در تعریف و نه در وسایل اندازه گیری، اضطراب را لحاظ نمی کند. مقیاس خودکارآمدی از مردم میخواهد تا در مورد قابلیت های عملکردشان قضاوت کنند نه اینکه آنها بتوانند بدون اضطراب عمل کنند . این تعریف محدود از نظریه خودکارآمدی، به چند دلیل مورد انتقاد قرار گرفت.

به طور مثال بر کویس (۱۹۷۷)، خاطر نشان کرد که خودکارآمدی به احتمال زیاد بازتابی از یک مکانیسم تغییر رفتاری است و به عنوان میانجی برای این قبیل تغییرات عمل می کند. علاوه بر این، اغلب قابلیت عملکرد تنها هیچ نقشی را در بسیاری از اختلالات اضطرابی بازی نمی کند و یا نقش بسیار محدودی را بر عهده دارد (بارلو، ۲۰۰۱). در واقع، به نظر می رسد بیشتر افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی، مهارتهای اجتماعی کافی داشته باشند، اما زمانی که می خواهند آنها را در موقعیتهای اجتماعی به کار برند، بازداری می شود . در نتیجه این انتقاد و دیگر انتقادات مطرح شده، نسخه بعدی نظریه، خودکارآمدی را به طور کلی به عنوان یک توانایی ادراک شده برای مدیریت تهدیدات بالقوه مفهوم سازی کرد، که همچنین حس پیش بینی پذیری و کنترل پذیری رویدادهای برانگیزاننده اضطراب را افزایش می دهد . مطالعات بیشماری وجود دارد که شواهد مختلفی را برای خودکارآمدی ادراک شده ( در تعریف گسترده) فراهم کرده اند که آن را به عنوان یک همبسته قوی و میانجی بالقوه درمان مواجهه ای، معرفی می کند. به طور مثال، ویلیامز و همکاران داده هایی را ارائه کردند که نشان می دهد، خودکارآمدی ادراک شده پیامد درمانی را دقیق تر از برانگیختگی در طی درمان، خطر مورد انتظار یا خطر ادراک شده در فوبی خاص او گذرهراسی پیش بینی می کند.

رنر و علاوه بر این، ویلیامز و همکاران (۱۹۸۹) فهمیدند که خود کارآمدی ادراک شده، قطع نظر از اینکه هراس چگونه هدف گیری شده است، پیش بینی کننده قوی تری برای تغییرات درمانی بود. ویلیامز و همکاران (۱۹۸۹) این یافته ها را به عنوان شواهد آشکاری برای این نظریه دانستند که گذرهراسی بوسیله ادراک خودکارآمدی پایین دوام پیدا می کند، و بدکاری های گذر هراسی بوسیله افزایش خودکارآمدی ادراک شده، کاهش مییابد. در اختلال اضطراب اجتماعی، ادراک مهارتها و توانایی های اجتماعی یک نفر، مؤلفه مهمی از خودکارآمدی ادراک شده است. هرچند، این که مبتلایان به اضطراب اجتماعی حقیقتاً در چه مهارتهای اجتماعی ناکارآمد هستند، نامعلوم باقی خواهد ماند . آنها تمایل دارند، حتی زمانی که تفاوتهای واقعی در عملکرد برایشان مسلم است، عملکرد خودشان را در محیطهای اجتماعی منفی تر از افراد غیر اضطرابی، ارزیابی کنند.


موضوع پیشنهادی تحقیق روانشناسی :

مقایسه خود کارآمدی ادراک شده و مهارت های اجتماعی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و افراد سالم

به بالا